مرتضى مطهرى

182

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هر حال اقليتى را در ايران تشكيل مىداده است و اگرچه پس از اسلام بيشتر به سوى اقليت گراييد ولى به هر حال كسانى كه در ايران از مسيحيت به اسلام گرويده‌اند آنقدرها زياد نيستند ؛ اكثريت ايرانيان را زردشتيان تشكيل مىداده‌اند . مانويان و مزدكيان نيز از اين نظر عقايدى شبيه زردشتيان داشته‌اند . لهذا ما بحث خود را به اصول عقايد زردشتيان و تا اندازه‌اى مانويان و مزدكيان و به عبارت ديگر به عقايد آريايى و تحولات آن اختصاص مىدهيم . آيا زردشتيان مقارن ظهور اسلام و مانويان و مزدكيان دربارهء مبدأ هستى و پرستش آن چه عقيده‌اى داشته‌اند ؟ آيا خداشناس و موحد و يگانه پرست بوده‌اند يا خدانشناس و ثنوى و دوگانه پرست ؟ . بدون شك زردشتيان مقارن ظهور اسلام و همچنين مانويان و مزدكيان ثنوى بوده‌اند و اين ثنويت را در دوره‌هاى بعد از طلوع اسلام نيز حفظ كردند و در دورهء اسلام با علماى مسلمين در اين زمينه مباحثه مىكردند و از آن دفاع مىنمودند . تنها در نيم قرن اخير است كه زردشتيان دعوى توحيد دارند و گذشتهء خود را يكباره انكار مىكنند . البته از نظر ما جاى خوشوقتى است كه زردشتيان خرافات ثنوى را يكباره كنار بگذارند و خداى يكتا را بپرستند ، ولى لازمهء خداپرستى التزام به راستى و درستى و دور افكندن تعصبات است . عليهذا شايسته نيست مردمى كه دعوى خداپرستى دارند ، تاريخ گذشتهء خود را بر خلاف آنچه بوده است جلوه دهند . اشتباه نشود ، ما مدعى نيستيم كه دين زردشت حتماً از اصل ، يك دين ثنوى بوده است و بنابراين زردشت كه قطعاً مدعى پيامبرى است كاذب بوده است ؛ خير ، ما چنين ادعايى نداريم . مسلمانان از صدر اول غالباً با زردشتيان به روش « اهل كتاب » عمل كرده‌اند ؛ يعنى مدعى بوده‌اند كه اين آيين در اصل و ريشه يك دين توحيدى و آسمانى بوده است و در ادوار بعد ، همچنانكه مسيحيت منحرف شد و به تثليث گراييد آيين زردشتى به ثنويت گراييد . به همين جهت شخص زردشت نزد ما محترم است . آنچه مورد ادعاى ماست اين است كه دين زردشتى مقارن ظهور اسلام صددرصد ثنوى بوده و به هيچ وجه با آيين توحيد سازگار نبوده است و اين روش تا نيم قرن اخير ادامه داشته است . در اينجا لازم است ما بحث خود را در سه قسمت دنبال كنيم :